عز الدين حسينى زنجانى
59
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
حَنِيفاً وَما كانَ مِنَ المُشْرِكِينَ » « 1 » ؛ گفتند : يهودى يا نصرانى باشيد تا هدايت يابيد ! بگو : نه ، بلكه آيين راست ابراهيم را [ مىپذيرم ] كه او از مشركان نبوده است . در اين آيهء شريفه تصريح دارد كه ابراهيم مشرك نبوده و اين شماييد كه مشرك هستيد . پس همه به اين كبرا باور داشتند كه : « دينُ اللّهِ الحقُ هُو دِينُ جَميعِ الأنبياءِ و المُرسَلِينَ ؛ دين راستين حق ، دين تمام انبيا و پيامبران الهى است . » ليكن نزاع در مصداق اين دين حق بوده است ، بنابراين ، بايد روشن شود كه دين حق چيست و ويژگىهاى آن كدام است تا با استفاده از معيار و طرح سيماى آراسته از پيرايش آن آيين الهى ، زنگار شرك از چهرهء آن زدوده شود ؛ زنگارى كه آيينهاى تحريف شده را از سيماى مكتب توحيد دور نموده و به قلمرو شرك نزديك ساخته است : « وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الكِتابَ والْأُمِّيِّينَ ءَأَسْلَمْتُمْ » « 2 » ؛ به كسانى كه اهل كتابند و نيز « امّييّن » بگو : آيا شما اسلام آوردهايد ؟ در اين آيه ، اهل كتاب در رديف امّييّن قرار گرفتهاند و امّييّن همان مشركانى مىباشند كه عارى از دانش و فرهنگ بودهاند . معيار دين حق ترديدى نيست كه خداى متعال كمال مطلق است چنانكه لفظ جلاله « اللّه » بر آن ذاتى كه در برگيرندهء همهء صفات كمال است دلالت مىكند ؛ چنين ذاتى ، علم و حكمت محض است و بر همهء موجودات احاطه دارد و
--> ( 1 ) . « گفتند : باشيد از يهود و نصارا ، در اين صورت فقط راه مىيابيد و گمراه نمىشويد ؛ بگو اى پيامبر ! بلكه بايد كيش يكتاپرستى ابراهيم را - كه دور از باطل و متّصل به حق بود - برگزيد و او مشرك نبود » . بقره ( 2 ) آيهء 135 ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 20